تبليغاتX
ور نسيمي جنبد به رهش نجوا را ناروني نيست - آي سنگها هنوز ساكتيد؟
 
 
 
 
 
 

 دختر دانشجوي دانشگاه زنجان كه مورد تعرض قرار گرفته بود بازداشت شد!
قوه قضاييه هم اعلام كرد با كساني كه جرم را افشا كرده اند برخورد خواهد شد!
اين هم از شاهكار قوه عدالت پرور قضاييه. بعد از چندين مورد تعرض به دانشجويان دختر توسط مسئولين منتسب دولت نهم و كاركنان حراست كه همگي به علت نبود ادله تكذيب شد و همچنين بعد از صدها تعرضي كه من و شما در مهد علم و انديشه ديده و شنيده ايم ( مخصوصا در همين اواخر ترم كه نمره ها اعلام مي شود) و همگي بغض شد و در گلو ماند،اينبار هم كه هوشمندي دانشجويان زنجاني استاد بسيجي دانشگاه زنجان را رسوا كرد،دختر دانشجو كه فشار عصبي تحميل شده از طرف استاد بسيجي امان او را بريده بود و چاره اي نديد جز اينكه دست به دامن انجمني ها(به قول همان استاد نامسلمانها) شود بازداشت شد!
چندي پيش در دانشگاه هنر دانشگاه تهران براي اينكه يك استاد با دو انگشت موي يك دختر را گرفت دانشگاه سياه پوش شد و ماتم و روضه و وااسلاما... و حالا همانها در فاجعه رسوايي استادانشان آنچنان خفه شده اند كه انگار هيچوقت صدايي از گلويشان بيرون نيامده،انگار هميشه سنگ بوده اند... و واقعا هميشه سنگ بوده اند.
سردار رشيد اسلام (سردار زارعي را مي گويم) هم كه آزاد شد و انقريب است كه فاحشه هاي هم بستر با مجري طرح امنيت اجتماعي به جرم اغفال سردار بازداشت شوند!
مسئول دانشجويان شاهد ايثارگر وزارت علوم با كلي ريش و پشم و تسبيح بعد از ساعت كاري در حال .... با كارمند خانمش رسوا مي شود و جالب اينكه اين كارمند زن شوهر و دو فرزند داشت.....آي سنگها هنوز ساكتيد؟
يك قاضي به جرم لواط دستگير مي شود!خوشا به غيرت اين قاضي كه خودكشي كرد....وسنگهاي بي غيرت هنوز ساكتند!

--------------------------------------------------------------------------------------

تكميل خبر : دختر دانشجو دانشگاه آزاد لاهیجان خود را از محل اتاق حراست دانشگاه در طبقه چهارم به پایین انداخته و جان سپرد و یکی از دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان نیز بر اثر فشارهای حراست دانشگاه با خوردن قرص خودکشی کرده است.
آنها كه زنده ماندند و فيلم داشتند و حمايت دانشگاه آخر محكوم شدند بيچاره اين دختر كه خودش را كشت معلوم نيست فردا چه فسادهايي كه به او نسبت نمي دهند.... بيچاره او كه مرد و نمي تواند بگويد در حراست چه گذشت...
 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1 تیر1387ساعت 11:46  توسط مصطفی  |